تبليغاتX
سیاه سفید
رضا تنهاست

کی گفته تنهاست؟

همه ی اونایی که دور و برش هستن

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 15:18  توسط امیر | 

بچه ها بازی Machinarium رو بازی کردین؟

حرف نداره

توی این بازی شما یه رباط معمولی هستی که باید با وسایل و امکانات و البته فکرتون به مقصودتون برسین که برای این احتیاج به کمک رباط های دیگه دارین

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 15:12  توسط امیر | 

من امیر هستم 

توی حیاط مدرسه من و مصطفی همیشه کنار همیم،ولی بعضی وقت ها دوستامون سینا و هادی هم کنار ما هستند.

. شاید از ما بپرسید که ما چهار نفر تو حیاط چیکار می کنیم؟

ما بیشتر اوقات به مسخره  کردن معلمان وناظمان مدرسه میپردازیم .برای مثال:

آقای 1:مابه او سرعت گیر می گوییم چون کنار راهرو وایمیسته و هر کسی که تند حرکت کند را کنار میکشد و برایش بی نظمی میزند.

آقای2:ما به او مواد فروش می گوییم،نمی دانم چرا،،، برای این است که به قیافه اش می آید. به هر حال این اسم هایی است که سینا می گذارد و ما فقط می خندیم.

آقای 3: ما به او کاسکو می گوییم ،بله منظورم همان طوطی کاسکو است ومی گوییم که مادرش از قفس پریده وآن دنبال مادرش است.

آقای 4:ما وقتی آقای یاوری وارد کلاس می شود سرمان را به دیوار می چسبانیم،او خیلی چاق است وقتی وارد کلاس می شود حدود یک متر شکمش می آید وبعد سر کوچک وگردش و ما به او بخاری میگوییم

وما برای تمام معلم ها چیزی داریم که زنگ تفریح ما چهار نفر را پر کند

اگه میبینی اسم ننوشتم واسه اینکه میترسم بچها منو به بوی خیار بفروشن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 15:34  توسط امیر | 

ما بچه ها می تونیم (نه... نمی تونیم)

ما بچه ها می تونیم از معلم انتقاد کنیم(نه... نمی تونیم)

ما بچه ها می تونیم پایمان را ازنیمکت بیرون بذاریم(نه... نمی تونیم)

ما بچه ها می تونیم در حیاط مدرسه قدم بزنیم(نه... نمی تونیم)

ما بچه ها می تونیم حرف بزنیم (نه... نمی تونیم)

ما بچه ها می تونیم باشیم (نه... نمی تونیم)

 

 

 

چرا؟ ما بچه ها می تونیم(نه...نمی تونیم)

 

منو دوستام  این قانون رو شکستیم

منو دوستام از معلم انتقاد می کنیم و حتی اونارو مصخره میکنیم.گاهی وقت ها ما جلوی اونا اداشونو

درمیاریم......

منو دوستام نه تنها پامونو از نیمکت بیرون میزاریم،بلکه جامونو هم عوض میکنیم.

منو دوستام تو حیاط هر کاری که بخوایم میکنیم

منو دوستام  حرف میزنیم

مهم تر از همه..... منو دوستام وجود داریم

امید وارم یه روز برسه که :

بچه ها بتونن

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 15:33  توسط امیر | 

مهدی جان امید وارم همیشه هرکجا که هستی شاد باشی.میخام یه چیزی بهت بگم

تو اولین دوستی بودی که من دوستش داشتم،اولین دوستی بودی که تولدشو بهش تبریک گفتم،اولین دوستی بودی که وقتی ناراحت میشدی ناراحت می شدم خیلی چاکریم بای بای

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 15:16  توسط امیر | 

اگه دزدی کردین، برای انکار کار خود این قسمت رو بخونید.

از ساده ترین دزدی مثل کیف قاپی شروع می کنیم.اگه شما کیف بدزدین میتونین بگین:

(جیبش گشاد بود ومن اتفاقی دستم رفت اون تو و من عصب دستم مشکل داره و جم میشه واون کیف این طوری اومد تو دست من ومن نمی خواستم بدزدم.)

اگه بانک زدین:

من اون جا مشتری بودم و یک دفعه اومدن پول بانک رو بدزدن و به من گفتن این ساک رو بگیر بیار .

اگه پولای خونه ای رو دزدیده باشین:

من فکر کردم اون خونه، خونه ی خودمونه و کلید نداشتم واز دیوار رفتم تو، دلم نیمد کسی رو بیدار کنم و کمی پول برداشتم.

اگه ماشین دزدیدید:

اون من نبودم وشبیه من بود ولباس های من رو هم پوشید بود.

گم شدن گوشی دکتر:

میخواستم بدونم چه بازی هایی داره ویادم رفت پس بدم.

گم شدن وسایل خونتون:

این خونه جن داره

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 15:22  توسط امیر |